یکشنبه بیست و نهم مهر 1386
عکس های زیبا را از ما بخواهید

یکشنبه بیست و نهم مهر 1386
حریم نگاهت از نقطه تلافی عشق و احساس میگذشت ندیدم
قلب تو با ضربان زمین آهنگ زیبایی مینواخت نشنیدم
صبح به صبح شبنم روی غنچه لبانت مینشست نفهمیدم
وقتی که رفتی
دانستم دیدم شنیدم و فهمیدم افسوس که خیلی دیر شده بود.
جمعه هشتم تیر 1386
*****انواع برخورد دختر و پسر!*****
برخوردهاي مبتني بر شتاخت و احترام
يا به عبارتي رفتار بچه مثبت وارانه!! در اينگونه برخوردها طرفين كمي تا قسمتي عاقلند، فهم دارند، شعور دارند و الكي قوه خيال خود را به كار نمي برند. از پدر و مادرشان اصول محرم و نامحرم را ياد گرفته اند. راحت! مثل آدم زندگي شان را مي كنند. سلام عليكشان را دارند، سر وقت هم پدر و مادرشان برايشان آستين بالا مي زنند كه تا دم در نياوده اند سر و سامان بگيرند! و در كل آدمهاي خوشحالي هستند .
برخوردهاي مبتني بر شرم افراطي
آدم هاي دختر و پسر نديده فول فابريك، بعضا دچار اين نوع برخورد مي شوند. سرخ و سفيد مي شوند و عرق ميريزند. ضربان قلبشان بالا ميرود و احتمالا شاهد بعضي علائم فيزيولوژيكي... (گلاب به رو، دبگر بقيه اش را نمي گويم) مي شوند .
همين جا لازم است اشاره اي به مساله ماخوذ به حيا بودن بشود. از قديم نديم ها گفته اند كه حيا خوب است ولي خجالتي بودن نه! يهني چه؟ يعني اينكه فرد باحيا با اراده خودش كاري را انجام نمي دهد و در حالت خونسردي، آرامش و هوشياري است؛ ولي آدم خجالتي، بدبخت ننه مرده، اگر بخواهد هم توانايي انجام آن كار را ندارد .
فكر نكنيد خيلي خوب... پس خوب است كه بچه مان خجالتي باشدها! نه اصلا! چون گاهي شاهد رفتارهاي متناقض از افراد فوق العاده خجالتي بوده ايم. يعني طرف موقع حرف زدن يك دقيقه نمي تواند به چشمانت نگاه كند ولي با صد نفر تلفني، دوستي خارج از محدوده دارد .
به علت عدم شناخت از نحوه قضاوت ديگران، باعث بوجود آمدن برخورد هيجان زده مي شود. يعني چه مي شود؟! الان مي گويم... يعني دخترك يا پسرك طرف مقابلش را كه مي بيند يوهويي گمان مي كند كه ايشان يك دل نه صد دل عاسخ! او شده است كه فلان لبخند را زده يا فلان كلمه را استفاده كرده است. هم اينها زير سر نداشتن شناخت صحيح از جنس مخالف ست
نتيجه اخلاقي: آقاجان؛ نوجوانان و جوانان بايد مورد محبت قرار بگيرند تا اينطوري تشنه محبت نباشند كه وقتي كسي گفت دوستت دارم سر از پا نشناخته همچين اختيار دل از كف بدهد .
بعضي ها از آن طرف پشت بام افتاده اند. يعني در مقابل جنس مخالف، آنقدر كج خلقي و اخم و خشانت! به خرج مي دهند كه نگو و نپرس. همچين رفتار مي كنند كه انگار دشمن خوني خود را ديده اند. اين خودش باعث ايجاد عكس العمل سرد از اطرافيان مي شود و فرد خشن و خيلي قشنگ، با خودش فكر مي كند كه اين عمل! آنان است نه عكس العمل و باعث جيرينگ شكستن قلب يخ بسته و لطمه ديدن روح گل سرخي اش مي شود .
اين افراد محبت صادقانه و عارفانه و بي شائبه و غيره و ذالكانه خود را به شكل پرتاب سنگ و پاشيدن اسيد و داد و فرياد و نيش و كنايه به طرف مقابلشان نشان مي دهند. اينها كساني هستند كه به پختگي اجتماعي در رفتار خود نرسيده اند. كلا يك چيزيشان مي شود كه اين رفتار ازشان ساطع مي شود؛ وگرنه آدم سالم كه اين جوري نيست .
اين افراد غالبا وقتي در مقابل جنس مخالف قرار مي گيرند، با نگاه ممتد به طرف مقابل، حرفهاي بي سر و ته، گاه شوخيهاي بي مورد و البته با اين شعار كه او هم يك انسان است، مي خواهد بگويند كه هيچ احساس خاصي نسبت به طرف مقابل ندارند. ولي خدا مي داند كه داخلشان چه خبر است. اين جماعت سعي مي كنند به هر نحو ممكنه با عادي جلوه دادن رفتار خود، به جنس مخالف (كه صد البته يك انسان است!) هر روز بيشتر از ديروز نزديك شده و روابط حسنه اي را با او برقرار سازند و بعد از آن ديگر چه شود .
جمعه هشتم تیر 1386
شعرها و عکسهای بیاد ماندنی

درد عشقی کشیدهام که مپرس
زهر هجری کشیدهام که مپرس
گشتهام در جهان و آخر کار، دلبری برگزیدهام که مپرس
آنچنان در هوای خاک درش، میرود آب دیدهام که مپرس
من به گوش خود از دهنش دوش، سخنانی شنیدم که مپرس
بی تو در کلبهی گدایی خویش، رنجهایی کشیدهام که مپرس
جمعه هشتم تیر 1386
در قفس مردم ولی صیاد آزادم نکرد
ضربت سیلی چنان از زندگی سیرم بکرد
آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385
گلم تقديم به تو:
گل سرخي كه يه روز برام خريدي...اسمشو مي ذارم راز دل
غريبي...نامه هايي كه تو برام تو مي نوشتي...بوي دستاتو مي ده
يار قديمي...
از عشق زير بارون گريه كردم اشكامو نبيني.
نمي دوني چقد زيبا و دل فريبي .
اشكاي من هديه به تو.
تو مث فرشته هاي خدا مي موني.
تو پاكي و عاشقي و مهربوني.
مرهم من دستاي تو.
اشكام دونه دونه دونه دونه.
ريختن رو گونت فكر كردي بارون.
بي تو مي ميرم.
بي تو من آروم نمي گيرم
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385
سلام دوستان این هم موزیک جدید اسی به نام (بی چشم و رو) .
سه شنبه دهم مرداد 1385
زندگي به من آموخت که چگونه گريه کنم
امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم
تو نيز به من آموختي که چگونه دوستت بدار
دوشنبه هشتم خرداد 1385
دوشنبه هشتم خرداد 1385
در زمانی که وفا قصه ی برف تابستان است
و صداقت گل نایابی
به چه کس باید گفت
که انسانم و با تو خوشبخت ترین
چهارشنبه سوم خرداد 1385
شنبه سی ام اردیبهشت 1385
یک آسمون ستاره تقدیم به تو که بیش از همه دوستت دارم



































با تقدیم یه اسمون ستاره که از یه
بی قرار می باره
فقط می خوام بگم عاشقتم من وگرنه پاییز وبهار نداره
شنبه سی ام اردیبهشت 1385
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
* * *
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
* * *
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
* * *
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود




